ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

107

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

و حكمت دوست بود و به نجوم و هندسيّات مشعوف ، لاجرم حكماى مشرق و مغرب بر درگاه او مجتمع بودند و مردم زمان به صنوف حكميات و فنون هندسيات و انواع رياضيات مفتون ، و به چاغ اباقا خان عادل چون همّت او به زراعت و عمارت و حراثت مصروف بود همچنان خلايق ايام به وى مقتدى و مهتدى بودند . و به چاغ ارغون خان به صنعت اكسير و حرفت كيمياگرى ، و زمان كيخاتو به نشاط و عيش و عشرت راندن ، و مباشر مآكل و مشارب مناكح و سماع و جماع بودن ، و زمان غازان خان عادل به كياست و سياست و عدالت و نصفت و طاعات و خيرات و مبرّات ، و به چاغ اين پادشاه بزرگوار و سلطان جهاندار و خان كامكار [ به ] مباحث علوم دينى و طلب دانشهاى يقينى و دين‌پرورى و آئين دادگسترى و بر خيرات و اصطنا [ عا ] ت و حسنات مقصور ، بر وفق نص حديث « النّاس على دين ملوكهم » . لاجرم طباع رعايا و سعى كافهء برايا بر اكتساب دانشهاى يقينى و تحصيل علوم دينى مولع و مفتون بود و از درگاه آسمان مثال به جاى صداى تبيره و صوت و طنين كوس و نقاره نعرهء مباحثات علوم عقلى و فنون ، و مناظرات نقليست ( ؟ ) و سطوت نعرهء لاولم ، شهقهء بلى و لا نسلّم ، و قايم مقام اوتار بزم زير و بم معاشرت ( ؟ ) آيات سبع طوال و سبع مفصلست . درس افسانهء او حديث نبى باشد ، و شراب اقداح مروى اخبار و آثار مروى و از شباع كاسهء به اجزاء كراسه ، دائما در حضرتش سبك نقدين اصول و فروع بود مسبك به سكهء امر و نهى الهى ( ؟ ) 108 و به كشف حقايق اصلين همواره مردم در آشوب درس و تكرار و بحث و استفسار دين يقين و شرع مبين باشند . در سفر و حضر و روز و شب ذوق مجالست و مخالطت و بهرهء مفاكهت و محادثت از حضور علما و حكما و فضلا دارد . در مطعوم با ايشان همشيره ، و در مأكول و مشروب هم كاسه ، و در مباحثه و مناظره هم و ساده . هميشه انديشهء پاكش به تمهيد اسباب فراغ مال ائمه و علما و انتظام احوال دانايان مصروف بود . لاجرم در اردو